مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١
فقها سخنی گفتهاند که به نظر من قابل توجه است و آن این است که در معامله بیمه آنچه که از طرف بیمه گر به بیمه گزار میرسد پول نیست که بگوئیم پول مجهول است یا نه . آنچه که بیمه را یک عمل معقول و مشروع میکند ، نفس تعهد بیمه گر است . در بیمه ، بیمه گر متعهد میشود که در صورت وقوع حادثه یا بروز خسارت ، آن را جبران کند یا فلان مبلغ پول بدهد . این تعهد بیمه گر برای بیمه گزار ارزش دارد یعنی بیمه گزار آدمی است که اگر این تعهد نباشد ، همیشه یک حالت دلهره دارد که اگر حریقی بیاید و مال التجاره من از بین برود ، من خاک نشین خواهم شد ، اگر من فوت بکنم ، ورثه من چنین خواهند شد . یک حالت ناراحتی و اضطرابی دارد . دنبال کسب اطمینان میگردد . کار بیمه گر این است که به او تأمین میدهد یعنی وقتی او متعهد شد که در صورت وقوع حادثه یا بروز خسارت من جبران میکنم ، آن اضطراب و ناراحتی بیمه گزار را از بین میبرد . در زبان عربی بیمه را تأمین میگویند و این لغت بسیار خوبی بوده که برایش انتخاب کردهاند . بیمه گر به بیمه گزار تأمین میدهد ، امنیت خاطر میدهد . همین عمل ارزش دارد . اصلا ارزش کار بیمه گر که در متن معامله قرار گرفته ، پولی نیست که بعدها میخواهد بپردازد که بگوئید این پول مجهول است و چون مجهول است عقد باطل است . آنچه که در اینجا ارزش دارد این است که بیمه گر متعهد میشود . این تعهد برای بیمه گزار ارزش دارد . بیمه گزار پول را در ازای این تعهد میدهد . ولی این تعهد یک تعهد خالی نیست ، تعهدی است که « المؤمنون عند شروطهم » هر کس که تعهدی کرد ، باید به تعهد خوف وفا