مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩
حلال فرموده است و ربا را حرام کرده است [١] . صیغه ، مبین نوع معامله
است یعنی مقام اثبات است . لذا اگر عملی حقیقتش ربا باشد و به صیغه
بیع باشد ، همان ربا است و حرام است . حیل ، نوع عمل اقتصادی را عوض
نمیکند بلکه شکل ظاهری آن را تغییر میدهد . حقیقت بیع در جائی است که
عوضین متغایرند و ربا در جائی است که احد العوضین مثل عوض دیگر است و
زیاده .
٤ - باید دید آیا حیله در احکام شرع جایز است یا نه ؟ و اصولا حیله چه
معنی دارد ؟ یک وقت شخص حیله میکند به این معنی که خود را از موضوعی
به موضوع دیگر خارج میکند مثلا سفر میکند تا نماز را قصر کند و روزه را
افطار کند . این جایز است زیرا که در حقیقت بر خلاف غرض شارع عمل
نکرده است . شارع خودش در مورد حضر حکمی وضع کرده است و در مورد سفر
حکمی دیگر ، [٢] و مانع نشده است ا ز سفر اختیاری و اگر میخواست مانع
شود و مثلا بگوید در ماه رمضان سفر نکنید میتوانست ولی نخواسته است .
مثال این نحو حیله در قوانین مدنی این است که اگر برای اشخاص متأهل
قانون معافیت از خدمت سربازی باشد و برای غیر متأهل معافیت نباشد ،
اگر کسی اقدام به تأهل کند خود را از موضوعی به موضوع
[١] قبلا نیز احتمال دادیم که بعید نیست قریش که تاجر پیشه بودند ، تجارت را با ربا یکی میدانستند نه اینکه مطلق معاوضه ولو به صورت ساده باشد . [٢] هر یک از موضوعات از نظر شارع حکم شرط را دارد . لهذا گفتهاند : کل موضوع شرط و کل شرط موضوع . غرض شارع متفرع بر تحقیق شرط است ولی تحقق شرط جزء اغراض شارع نیست بر خلاف مواردی که غرض به هر حال ولو به ایجاد موضوعاتی و جلوگیری از تحقق موضوعاتی باید تأمین گردد .