مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
نیست [١] .
جواب این است که در اینجا چون اخذ ربا برای بیت المال بوده و آن
راجع به جمیع مسلمین است ، میتواند صحیح باشد و شاید بتوان همین روایت
را دلیل دانست بر جواز ربا برای حکومت .
١٠ - « عن ابی عبدالله ( ع ) انه سئل عن الرجل یقول : عارضنی بفرسی و
فرسک و ازیدک . قال : لا یصلح و لکن یقول : أعطنی فرسک بکذا و کذا و
اعطیک فرسی بکذا و کذا » . ( باب ١٧ ، روایت ١٦ )
منع از زیاده در این روایت مشکل است و بر خلاف سایر روایات است و
شاید محمول بر کراهت باشد برای خروج از شباهت به ربا .
١١ - « عن ابی بصیر عن ابی عبدالله ( ع ) قال : سألته عن الدراهم و عن
فضل ما بینهما . فقال : اذا کان بینهما نحاس او ذهب فلا بأس » . ( باب
٢٠ ، روایت ٢ )
روایات تخلص از ربا به وسیله ضم ضمیمه مانند حدیث فوق در مورد طلا و
نقره است و لذا باید منزل بر نقد باشد ( زیرا که نسیئه در صرف جایز
نیست ) . واضح است که در این صورت تفاضل به خاطر اختلاف وصف است و
حیله به جهت خروج از صورت مشابهت به ربا است . یعنی چون حکمت منع
ربا در معامله نقد شباهت به ربای حقیقی است و با ضم ضمیمه معامله از
این شباهت خارج میشود ، لذا تخلص واقعا معقول است .
[١] بعید نیست که این حله با سایر حلهها از جهت جنس تفاوت داشته است . و اگر بگوئیم در جنس تفاوت نداشته است اختلاف در وصف به صریح روایت مسلم است ، و میتوان آن را دلیل گرفت که تفاضل با اختلاف وصف در معامله نقد جایز است . ( ش ) .