مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
اگر نسیئه در آنها راه داشته باشد ، فضلی که به لحاظ مدت ، منظور نظر
ربا گیرنده است با فضلی که معلول تفاوت ارزش نقدین است با یکدیگر
مشتبه میشود ، و چون تبدیل طلا به نقره و بالعکس را شارع نمیخواهد مطلقا
منع کند ( زیرا که از احتیاجات مردم است ) لذا تقابض فی المجلس را
شرط کرده است تا ربا در آن راه نیابد .
و شاید بتوان گفت علت اینکه گندم و جو در باب ربا جنس واحد تلقی
شده است این است که در قدیم این دو ، حکم پول را داشته است .
ولی این احتمال درست نیست [١] زیرا اگر چنین بود تقابض فی المجلس
در اینجا هم معتبر میشد نه وحدت جنسی ، کما اینکه در طلا و نقره تقابض
فی المجلس معتبر شده است نه وحدت در جنس .
شاید وجه اینکه گندم و جو ، جنس واحد اعتبار شده این است که ارفاقی
به حال فقرا شده باشد ، زیرا معمولا فقرا نان جو میخورند و اغنیا گندم ، و
اگر یک وقت غنی بخواهد تفننا نان جو بخورد ( گندم خود را بدهد و جو
بگیرد ) نباید زیاده بگیرد [٢] . و یک
[١] تقابض در بیع حنطه به شعیر شرط نیست ولی نقد بودن شرط است و همین کافی است . [٢] در حقیقت باید گفت جو و گندم از لحاظ ارزش واقعی یکسانند ( ارزش غذائی آنها برابر است ) از لحاظ رغبات اختلاف پیدا کردهاند ولی سستی این سخن پوشیده نیست . و اصح آن است که بگوئیم اتحاد حنطه و شعیر جنسا درست نیست چنانکه در سرائر باب ربا شدیدا بر قول به اتحاد آنها حمله کرده است . و شاید قول به اتحاد خطائی باشد که از اجتهاد صحابه ناشی شده و سپس داخل در احادیث گردیده است چنانکه از روایت صحیح مسلم که میگوید انی اخاف ان یضارع » . . . همین معنی استفاده میشود . ( و شاید اشتراک لفظی آنها در لفظ طعام نیز مؤثر در این خطا باشد ) و این روایت مقدم است بر >