مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
٢ - صرف . گویا از کلمه صرف همان صرف به زیاده فهمیده میشود و شاید
وجه اینکه به آن صرف گفته میشود همان صرف زیاده از احد المتعاملین الی
الاخر است ( فی المنجد : الصرف : الفضل یقال : له علی صرف ای فضل ، و
صرف الحدیث أو الکلام أن یزاد فیه ) و اینکه در عرف گفته میشود : فلان
معامله صرف دارد یا ندارد ناظر به همین معنی است .
٣ - از روایات [١] استفاده میشود که اگر در بیع صرف تقابض فی
المجلس نباشد ، ربا لازم میآید یعنی اشتراط تقابض فی المجلس در بیع
صرف برای حفظ حریم ربا است . توضیح مطلب این است که اگر تقابض فی
المجلس در بیع صرف شرط نشود ، همه رباها به وسیله بیع صرف عملی میگردد
زیرا اولا عمده ربای رائج در پول است و ثانیا طلا و نقره هر دو پول است
لذا برای ربا گیرنده سهل است که طلا بدهد و نقره بگیرد بالعکس ، و چون
طلا و نقره از لحاظ قیمت یکسان نیستند ، معامله آنها همواره به تفاضل
است ، [٢] و
[١] [ از جمله روایتی است در صحیح مسلم که میگوید : ] . . . ان رسول الله ( ص ) قال الورق بالذهب ربا الا هاء و هاء و البر بالبر ربا الا هاء
و الشعیر بالشعیر ربا الا هاء و هاء و التمر بالتمر ربا الا هاء و هاء » .
نکته جالب این است که فرموده است الورق بالذهب ربا الا هاء و هاء. با اینکه طلا و نقره دو جنسند معذلک فرموده است اگر نسیه باشد ربا است . این خود تأیید میکند آنچه را ما گفتیم که شرطیت تقابض در نقدین مختلفین نیز به خاطر ربا است . [٢] به عبارت دیگر همان طوری که جلو معامله نسیه در جنس ربوی به هم جنس خود گرفته شده ، جلو معامله نسیه در معامله طلا و نقره به یکدیگر نیز گرفته شده . و اگر در صورت اختلاف جنس نیز معامله نسیه را جایز ندانیم ، معامله نسیه منحصر میشود به موردی که مبیع کالا و ثمن احد النقدین باشد .