مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
یک ماده خامی از خود انجام میدهد و گاهی روی ماده غیر ، مثل نخ رشته شده نخریس که بر روی ماده خام صورت گرفته است . آن کسی که اثر کار را مبادله میکند در حقیقت به واسطه کار خود بر روی ماده بخصوصی بر ارزش آن ماده میافزاید و آن را به بازار میآورد . حالا اگر کسی آن قدرت و توانائی را داشت که با کار خود زیادتر از احتیاجات شخصی خود را تأمین کند ، یعنی کار خود را و یا اثر کار خود را به بازار ببرد و یا آن کالای زائد بر میزان احتیاج را ذخیره کند و یا با جریان و پیدایش پول ، با آن ، پول برای ذخیره تهیه کند ، نمیتوان گفت فی حد ذاته عمل نا مشروعی انجام داده است . به عبارت دیگر اگر جریانی به این صورت باشد : کار ، پول ، که پول محصول از کار را برای ذخیره میخواهد فی حد ذاته مانعی ندارد . در تجارت هدف تاجر البته افزایش پول است ، افزایش ذخیره و سرمایه است . اما اگر فرض کنیم کار تاجر فقط مبادله است و بس ، یعنی روی کالاها هیچ کار و ابتکاری انجام نمیدهد ، و اینچنین عمل هرگز سودی در بر ندارد مگر از طریق دزدی یعنی از این طریق که کالائی را کمتر از ارزش واقعی بخرد و یا بیشتر از ارزش واقعی بفروشد و یا از طریق نوسانات تصادفی بازار ، که البته این نوسانات دو طرف دارد ، ورشکست هم دارد . تجارت مشروع آنگاه است که تاجر عملا و واقعا واسطه باشد میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان ، یعنی کاری در واقع روی کالا صورت میدهد و یا ابتکاری به خرج میدهد . پس تاجر اگر فقط کارش مبادله باشد ، از مبادله ، ثروت مشروعی اضافه نمیشود ، مبادله ایجاد ارزش