مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
قوی برای گران کردن قیمت کالا بدون وجه . ( نظیر عمل واسطههای میدان ) .
اکنون که روشن شد پول خاصیت و ارزش خود را صرفا از واسطه واقع شدن در
مبادله دریافت کرده است و منفعت و فایدهای دیگر قائم به او نیست و
تولید اثری ارزشدار نمیکند میگوئیم صاحب این سرمایه یا آنرا در ملک خود
حفظ میکند و در اختیار دیگری برای مبادله قرار میدهد ، یا از ملک خود
خارج و در ملک دیگری وارد میکند . در صورت اول شخص دوم یا اجیر او
است و یا عامل مضاربه او و در این صورت بدل هم قهرا در ملک مالک اول
خواهد آمد . پس مالک باید به عنوان اجیر یا عامل مضاربه چیزی به مبادله
کننده بدهد . او نمیتواند در عوض این مبادله اخذ اجرت کند زیرا نفعی
برای مبادله کننده ندارد . و در صورت دوم یعنی اگر پول را مالک اول
تملیک به ثانی میکند و ثانی پس از تملیک آنرا مبادله میکند البته چون
آن بدل ملک ثانی است منافع آن هم ملک او است و باز مالک اول
نمیتواند مطالبه اجرت کند . پس سخن ارسطو که میگوید پول عقیم است سخنی
محکم است .
در اینجا چند اشکال است : اول اینکه حرمت ربا در اسلام از جهت عقیم
بودن پول نیست به دلیل اینکه اسلام ربا را در پول و غیر پول مطلقا حرام
میداند [١] . دوم اینکه اگر مقصود از عقیم بودن پول
[١] [ در پاسخ این اشکال میتوان گفت : ] اولا ما در این مقام نیستیم که ملاک حرمت ربا را در اسلام ذکر کنیم و ثانیا منافات ندارد که در ربای پول ملاک علیحدهای وجود داشته باشد . یعنی این دلیل اختصاص دارد به ممنوعیت ربای پول .