مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
که آن دیگر از این حسابها خارج است . مثل مالی است که انسان پیدا کرده باشد . ولی کسانی که دولت را مالک میدانند ، قهرا راه حلهای آنها با راه حلهای کسانی که مالک نمیدانند فرق میکند . و آنچه که ما ذکر میکنیم و نظر بعضی از مراجع تقلیدی که شما از آنها تقلید میکنید [١] این است که دولت صلاحیت مالکیت دارد . استدلالشان این است که شما میگوئید دولت یا هر مؤسسه عامی وجود حقیقی ندارد و چیزی که وجود حقیقی ندارد چطور میتواند مالک باشد ؟ جواب این است که خود مالکیت هم وجود حقیقی ندارد و یک امر اعتباری است . یک وقت ما میخواهیم یک امر حقیقی را برای یک امر اعتباری ثابت بکنیم ، و یک وقت میخواهیم یک امر اعتباری را برای یک امر اعتباری ثابت بکنیم . دولت وجودش ، وجود اعتباری است ، مالکیت هم وجودش ، وجود اعتباری است . اینها یک سلسله اعتبارات یعنی قراردادها است و به قول " روسو " قراردادهای اجتماعی است که افراد بشر این قراردادها را به منزله امر واقعی فرض میکنند برای ترتیب دادن یک سلسله آثار . هدف ، ترتیب دادن آن آثار است ولی تا این امر قراردادی را اعتبار نکنند ، نمیتوانند آن آثار را ترتیب بدهند . مثال واضحش مسئله ریاست و مرئوسیت است در تشکیلات اداری بهطور کلی . مثلا ما فردی را رئیس جلسه خودمان قرار میدهیم . آیا با این قرارداد ، او در واقع و تکوین در رأس ما قرار میگیرد ؟ یعنی در شخصیت واقعی او تغییری پیدا میشود و در شخصیت واقعی ما تغییر دیگری ؟ یا ما
[١] [ ظاهرا مقصود امام خمینی است ] .