مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
است و اختصاص به پول ندارد . پس علتی شاملتر و جامعتر لازم است . ثانیا واقعا چه فرقی هست میان پول و کالا . پول علی الفرض جوهر ارزش کالا است یا ارزش تجسم یافته کالاها است . یعنی وقتی که کسی کالای خود را به دیگری واگذار میکند ، دو راه برایش هست یکی اینکه کالای دیگر ارزشداری در مقابل بگیرد ، دیگر اینکه نفس ارزشی برابر ارزش آن کالا تحویل گیرد . ولی خود ارزش ذاتا چیزی نیست که مستقل از هر مادهای قابل نقل و انتقال باشد مگر به شکل ذمه و عهده که قابل تحویل گرفتن نیست مگر در ضمن یک عین ، و در عالم اعتبار هم قابل اعتبار نیست چون قابل ارائه نیست . پول به منزله تجسم ارزش کالاها است و یا به منزله یک سند معتبر برای عموم است . و چون پول عین ارزش تجسم یافته است چرا نباید کرایه داشته باشد ؟ اگر نظر ما را در باب قرض قبول کنند هر دو اشکال بالا حل است . اگر نظر ما را قبول نکنند این مشکل حل نمیشود . به هر حال فلسفهای که ایشان ذکر کردهاند همان فلسفه موروث از ارسطو است که پول مولد نیست ، پول ، پول نمیزاید . در صفحه . . . دفاع دکتر . . . را از ربا که نوعی کرایه پول است نقل میکند ، و انتقادش این است که پول کالا نیست ، و حال آنکه استدلال صحیح این است که قرض غیر از اجاره است . پول از آن جهت غیر قابل اجاره است که مانند میوهجات با بقائش قابل استفاده نیست . چیزی که هست میوهجات با مصرف قابل استفاده است و پول با گردش . و بنابر استدلال نویسنده ربای غیر پول