مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
است . به هر حال معامله نسیه در اسلام از قبیل معامله مضطر است که فروشنده یا خریدار باشد . مضطر چارهای ندارد از اینکه به کمتر از قیمت عادله در بازار آزاد بفروشد و به بیشتر از قیمت عادله بخرد . زیاده قیمت توافق شده بر قیمت واقعی ولو در اثر اضطرار یک طرف که یک نوع آن اضطرار نسیه بخر است نباید ربا تلقی شود و ربا نیست . تأثیر عامل زمان در حقیقت به نسبت فرق میکند چون مبین میزان اضطرار است . در صفحه . . . مسئله اینکه ارزش پول ارزش واقعی نیست و اعتباری است و برای این است که مقیاس و معیاری برای ارزشها باشد طرح شده است . ( البته به صورت دیگر طرح شده که ارزش پول نه واقعی است و نه مبادلهای ، ولی بیانشان ناقص است و بیان صحیح همین است که ما گفتیم . ) پس پول کالا نیست و در مرابحه ، پول تغییر عنوان داده و به صورت کالا درآمده و برایش اجاره معین شده است ، و این دو عیب دارد . یکی اینکه پول که باید واسط و رابط باشد و همیشه در گردش ، متمرکز میشود و هم راکد ، و حال آنکه پول نباید متمرکز یا راکد بشود ، و دیگر اینکه چیزی که کالا نیست به صورت کالا در میآید و خاصیت کالا یعنی کرایه برایش معین میشود . میگویند اختلاف اصلی طرفداران و مخالفان ربا در همین است که طرفداران ، پول را نیز نوعی کالا میشمارند بر خلاف مخالفان . ولی ما در بحث ربا گفتهایم که این فلسفه اولا با نظر اسلام سازگار نیست چون از نظر اسلام مطلق قرض و مطلق معامله مثلین ربا