مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
این مبلغ اضافه در حقیقت به منزله اجاره و کرایه مبیع است در آن مدت . این توجیه صحیح نیست برای اینکه اولا حقیقتا نقل و انتقال تحقق یافته و لهذا اگر مبیع تلف شود ، از مال مشتری است نه بایع و طبعا منافعش به خود او تعلق دارد نه به بایع . ثانیا ممکن است مبیع غیر قابل بقا باشد مثل میوه جات و یخ و بالاخره چیزهایی که انتفاعش به اتلافش است نه به ابقائش ، و در این صورت کرایه معنی ندارد . حقیقت این است که اشکال نسیه مبتنی بر این است که ثمن و مثمن یک قیمت واقعی دارد که آن همان مقدار کاری است که روی آن صورت گرفته است و ملاک ارزش هم همین است ، و دیگر اینکه هر چه زائد بر مبلغ واقعی قیمت گرفته شود ربا است ، و حد اکثر این است که هر چه زائد بر مبلغ واقعی ، متناسب با مدت و به خاطر زمان و عامل زمان گرفته شود ربا است . در صورتی که نظریه دیگر نیز هست و آن اینکه ملاک و معیار قیمت ، عرضه و تقاضا است ، و عرضه کم و تقاضای زیاد واقعا ارزش را بالا میبرد ، و ثانیا قیمت و ارزش توافق شده لازم نیست حتما توافق داشته باشد با قیمت واقعی اعم از آنکه قیمت واقعی را کار تعیین کند یا عرضه و تقاضا . معامله نقدی بر زیادتر از مبلغ واقعی نیز صحیح است و احیانا بیانصافی از یک طرف و گشادبازی از طرف دیگر هست ولی ربا نیست . خلاصه لیبرالیسم در تجارت محفوظ است . البته اشکال باقی این است که لیبرالیسم در تجارت قابل جلوگیری ، و تعیین نرخ عادلانه به سود مصرف کننده و خریدار است به خلاف نسیه که از نوع معامله مضطر است که جلوگیری از آن به زیان خریدار است که نوعی مضطر