مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨
این نیست که مبادله واقعی میان کالاهای مورد احتیاج صورت گیرد . معاوضه یک شیء به همجنس خودش مبادله واقعی نیست بلکه فقط همان اضافه گرفتن است . حقیقت بیع ، مبادله احتیاجات است ، و حقیقت ربا اضافه گرفتن است ، و اگر معامله مثل به مثل بشود ولو به صیغه " بعت " و " اشتریت " باز همان اضافه گرفتن است نه مبادله . ضمنا معلوم میشود که اسلام ماهیت بیع را به صیغه و لفظ و " بعت " و " اشتریت " نمیداند ، به مبادله واقعی دو جنس مختلف میداند . اصلا باید دید در همه روایات ، معامله مثل به مثل به نام بیع نامیده شده یا ربا ؟ قابل توجه است . بعید نیست که در جامعههای ابتدائی فرق قرض و بیع مشخص نبوده و پول هم در کار نبوده و فقط جنس را میدادهاند که در مقابل پس از مدتی همان جنس را به مقداری اضافه بگیرند . در صفحه . . . به پیروی از کتاب " اسلام و مالکیت " میگوید : اشیاء گاهی دارای ارزش واقعی هستند مثل آب ، هوا ، نور ، و گاهی [ دارای ] ارزش مبادلهای ، و پول فاقد هر دو ارزش است . حقیقت این است که هوا و نور فاقد ارزشند ، کالاها دارای ارزش واقعی هستند و پول دارای ارزش مبادلهای . توجیهی برای نسیه کردهاند که ربا نیست زیرا مبادله مثلین نیست و پول زیادتر از قیمت واقعی برای این است که در حقیقت چون هنوز ثمن پرداخت نشده عملا مبادله نیست ولی قانونا هست .