مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
که آقای بهشتی اضافه کردند ، همه توجه داشته باشند که این ربا ، ربای صوری است نه ربای واقعی . یعنی شکل قضیه به صورت ربا است نه اینکه واقعا ربا باشد . ولی مطلبی به صورت سؤال به نظرم رسید و آن اینکه آیا وام بستانکاران را میتوان واقعا جزء ضرورتها به شمار آورد یا نه ؟ این وام معمولا وام تجار است . اصلا آیا این کار در عالم بازرگانی ، یک کار صحیح و سالمی است که تاجر مرتب جنس بخرد ، آن را نسیه بفروشد ، بعد سفتههایش را نزول کند ، دوباره جنس بخرد ، باز نسیه گرانتر از نقد بفروشد و همینطور این کار ادامه داشته باشد ؟ اصلا خود این کار ، غیر طبیعی است . در این جهت باید نظر آقای بهشتی را تأیید کرد که فلسفه وجود تاجر این است که تاجر موزع است . توزیع اگر به شکل سالم صورت بگیرد ، قیمتها هم زیاد گران نمیشود . ولی وقتی که تاجر به جای اینکه کارش توزیع یعنی وساطت باشد ، با تجار دیگر معامله کند و معاملات در میان خودشان انجام میشود ( در بازار اغلب معاملات در میان خود بازرگانان میچرخد نه اینکه اینها رابط و واسطه باشند میان تولید کننده و مصرف کننده ) ، اثر این کار ، گران شدن قیمت است به چندین برابر و به زیان مصرف کننده . کسی که به صورت یک بستانکار احتیاج به وام بانکی دارد این وام را برای چه میخواهد ؟ برای اینکه این معاملات بیهوده را که زیانش متوجه مصرف کننده است ، زیاد کند . فعالیت اقتصادی در بازار زیاد است ولی اکثرش به نفع خود سرمایه دارها است که با یکدیگر معامله میکنند . نتیجه این است که یک فرشی که مثلا در کاشان تهیه میشود و برای تولید کننده اصلی که آن کارگر و صاحب مواد اولیه