مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩
چیزی است نظیر قیاس منصوص العله . الغاء خصوصیت یعنی گاهی در یک موردی دلیلی وارد میشود که ما اگر خیلی جمود به ظاهر لفظ بکنیم نمیتوانیم از آن تجاوز کنیم ، اما حتی عرف هم به ما اجازه میدهد که از ظاهر لفظ بگذریم . یعنی استدلال ما فلسفه بافی نیست بلکه خود عرف هم ما را تأیید میکند و میگوید این جمود است . حالا من مثال اعلایش را ذکر میکنم . اخباریین ما خیلی معروفند به اینکه جامد بودند . اینها خیلی جمود به ظاهر لفظ دارند . از جمله جمودهایی که بر ایشان نقل میکنند و میخندند البته من در کتابهای خودشان ندیدهام . ممکن است بر ایشان ساخته باشند این است که میدانیم مستحب است که در کفن میت نوشته شود که او شهادت میدهد به وحدانیت خداوند و به رسالت پیغمبر ، و میگویند دلیلش این است که حضرت امام جعفر صادق ( ع ) در کفن فرزندشان اسماعیل نوشتند : « اسماعیل یشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله » . اینها میگویند در کفن هر کس که میخواهیم این جمله را بنویسیم باید بنویسیم : اسماعیل یشهد . . . چون حضرت صادق ( ع ) به همین صورت نوشت . میگوئیم حضرت صادق ( ع ) به همین صورت نوشت . میگوئیم حضرت صادق که نوشت اسماعیل . . . چون مرده اسمش اسماعیل بود . حالا اگر مرده اسمش اسماعیل نبود ، باز ما باید بنویسیم اسماعیل . . . ؟ ! مثال دیگر اینکه مثلا در نص چنین وارد شده : رجل باع کذا و کذا . از امام سؤال میکنند حکمش چیست ؟ امام میفرماید حکمش این است . آیا در اینجا ما میتوانیم جمود کنیم بگوئیم در حدیث دارد که مردی چنین کرد ، اگر زن باشد این حکم جاری