مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
نیست که بخواهد بخورد . آنکه باید بخورد خود مردم هستند یعنی مال مردم بر میگردد به خود مردم . آقای مهندس بازرگان به ایشان ایراد گرفتند و گفتند : " فکر ملی کردن بانکها ناشی از یک نوع طرز تفکر به اصطلاح سوسیالیستی است که عدهای میگویند هر کاری را اگر فرد بکند جایز نیست ولی اگر دولت بکند جایز است . مثل این است که بگوئیم قمارخانه یا مرکز فحشائی را اگر فرد دایر بکند جایز نیست ولی اگر دولت دایر کند مانعی ندارد . این کار یا بد است یا بد نیست . اگر بد است چه فرق میکند که دولت انجام دهد یا غیر دولت ، و اگر بد نیست باز چه فرق میکند " . این ایراد به نظر من وارد نیست و مقایسه هم مقایسه صحیحی نیست . در مورد قمار دایر کننده هر که باشد : دولت یا غیر دولت ، فرق نمیکند . فلسفه حرمت قمار در هر دو حال وجود دارد . در هر حال قمار به تعبیر قرآن اکل مال به باطل است که پولی بیجهت و بر اساس شانس از جیب کسی به جیب دیگری منتقل میشود و دارای ضررهای روانی مثل هیجان و مغالبه میباشد . در فحشاء هم همینطور است . اینها [ یعنی طرفداران این نظریه که اگر ربا گیرنده دولت باشد مانعی ندارد و به عبارت دیگر مدافعین ملی شدن بانکها ] مدعی هستند که آن فلسفهای که شارع برای حرمت ربا در نظر گرفته است که ایجاد اختلاف طبقاتی است ، اصلا در اینجا وجود ندارد . اگر فلسفهاش وجود داشته باشد ، البته فرق نمیکند که دولت این کار را بکند یا غیر دولت . مثل شراب فروشی که فلسفهاش در هر حال وجود دارد ، میخواهد دولت این کار را بکند یا فرد . ولی اینها مدعی هستند که فلسفه حرمت ربا در مورد دولت به