مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
اسلام میخواهد واقع نشود اما نمیخواهد از طریق زور واقع نشود که گویی اسلام میگوید من نمیگذارم واقع بشود . میخواهد طوری باشد که مردم این کار را نکنند ، چون یک پیوند عاطفی است ، پای عاطفه در میان است . یعنی میخواهد خانواده باقی بماند بر اساس روابط عاطفی نه اینکه اساس خانواده که روابط عاطفی است از بین برود و اسلام بگوید من میخواهم به زور این پیوند را برقرار کنم . نظیر این است که مریدها اعتقاد و ارادتشان از امام جماعت سلب شود . باید عادلش بدانند تا پشت سرش نماز بخوانند . و ممکن است اسلام هم خیلی متأسف باشد که چرا مردم به این آدم خوب ارادت ندارند . ولی حالا که ارادت ندارند ، به زور پاسبان نمیشود مردم را کشید داخل مسجد . این کار فی حد ذاته زور بردار نیست . لهذا [ درباره طلاق ] میگوید ابغض الحلال . حلال است و مبغوض . معامله نسیه هم همینطور است . بنابراین مسئله صحت و فساد یک معامله یک مطلب است و مسئله نامطلوب و حرام بودن آن ، مطلب دیگر من خیال میکنم مسئله نسیه جز همان آزادی فروشنده در تعیین نرخ جنس خود چیزی دیگری نیست . البته اگر حکومت اسلامی ، قانونی برای نسیه معین کند که قیمت نباید از حد معینی بیشتر باشد قانون فوق قانون است و مانعی ندارد .
راه حلها - ملی کردن بانکها
مسئله سوم مسئله مهم راه حلها بود . مخصوصا در اینجا باید سراغ آقای مهندس بازرگان و آقای مهندس طاهری رفت که ضرورت بانک را خوب تشریح و تحلیل کردند . مخصوصا آن ضرورت اصلی را که رابط بودن بانک است میان صاحبان سرمایه و محتاجان یا