مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
نیست بلکه بساهست که به نفع آن سرمایه هم هست . مثلا اسبی را که مدتی بیکار مانده ، کرایه میدهند تا چند ساعتی کار کند و میگویند این حرکت چند ساعته برای سلامت خود اسب هم خوب است . بنابراین لزومی ندارد که مال الاجاره را بر اساس استهلاک سرمایه یعنی ضرری که بر سرمایه وارد میآید بدانیم . به علاوه میدانیم که مال الاجاره نه در قانون شرع و نه در قانون عرف از این فرمول به دست نمیآید که اصل قیمت تقسیم بر زمان کل استهلاک ضرب در زمان جزء استفاده ، بلکه حساب جداگانهای دارد و به حساب منافع شیء گذاشته میشود . اگر ما در باب ربا فلسفه استثمار را قبول کنیم ، مسئله اجاره هم قهرا نمیتواند حل بشود ، چون فلسفه استثمار مبتنی بر همین اصل است . که ارزش فقط مال کار است و بس . در آن صورت اجاره را هم باید بر همان اساسی توجیه بکنیم که آقای بهشتی کردند . ولی آنطور که ما توجیه کردیم ، گفتیم چه مانعی دارد که سرمایه خودش سود داشته باشد زیرا در بسیاری از موارد خود سرمایه هم مثل انسان کار میکند یا لا اقل ابزار کار انسان است . یعنی انسان بدون سرمایه یک مقدار کار میتواند بکند ، همین انسان با کمک سرمایه کار بیشتری میتواند بکند ، مثال سادهاش اینکه وقتی انسان بدون بیل زراعت میکند ، و هنگامی که با کمک بیل زراعت میکند ، محصول کارش در این دو حال برابر یکدیگر نیست بلکه کاری که خودش به وسیله بیل انجام میدهد مساوی است با مجموع کار خودش و کاری که روی بیل صورت گرفته که آن کار این است که چوب را از درخت جدا کردهاند و بعد آهنگر بیل را در ظرف مثلا یک ساعت درست کرده یا نه ، اساسا آن ابزار هم شیء موجودی است در طبیعت ، فرق نمیکند بنابراین