منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٨
آگاه نيستيد و درك نمى كنيد».
٨. «نزديك است كه آسمان ها از هول آن فرو ريزد و زمين بشكافد و كوه ها درهم كوبيده شود».
٩. «مگر نمى بينى خدا را، آن چه در آسمان ها و زمين است، و خورشيد و ماه و ستارگان و كوه ها و درخت و چهارپايان و بسيارى از مردم سجده مى كنند...».
١٠. «روزى فرا مى رسد كه زبان ها و دست ها و پاهاى آنان بر ضرر آنان گواهى مى دهد».
١١. «آيا نديدى آن چه كه در آسمان ها و زمين است، خدا را تسبيح مى گويند و مرغان گشاده بال نيز تسبيح مى گويند و هركدام به دعا و تنزيه خود آشنا است».
١٢. «سليمان وارث داوود شد و گفت: مردم! زبان پرندگان به ما تعليم شده است».
١٣.«سپاهيان سليمان، از سه گروه جن و انسان و پرندگان حاضر شدند».
١٤.«مورچگان! به لانه هاى خود پناه ببريد تا سليمان و سپاهيان او شماها را نابود نكنند، در حالى كه آنان متوجه نيستند».
١٥.«سليمان، از شنيدن نداى مورچه در شگفت ماند و از خدا خواست كه به او توفيق شكرگزارى نعمتى دهد كه بر او و والدين او ارزانى داشته است».
١٦. «ما بر آسمان ها و زمين و كوه هاى عالم عرض امانت كرديم همه از تحمل آن امتناع ورزيده و از آن ترسيدند، انسان آن را پذيرفت و هم بسيار ستمكار و نادان بود».
١٧. «روزى فرا مى رسد كه بر زبان آنان مهر مى زنيم و دست هاى آنان را به سخن گفتن وادار مى كنيم و پاهاى آنان بر كردار بد آنان گواهى مى دهد».