منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠
متخصصان ادبيات عرب; مانند زجاج مؤلف كتاب «اعراب القرآن» و واحدى مؤلف كتاب «البسيط» و ابوحيان مؤلف كتاب «البحر و النهر» روى كشش درونى، آيات قرآن را از نظر تركيب و اعراب و احياناً «لغت» و «اشتقاق» مورد بررسى قرار داده، و تفسيرهايى در اين زمينه تدوين نموده اند.
استادان فن علم «معانى» و «بيان» مانند زمخشرى در كشاف، همت خود را به بيان نكات مربوط به فصاحت و بلاغت آن مصروف داشته و رموز و اسرار بلاغتى و فصاحتى قرآن را كه عرب جاهلى با طبع و سرشت صاف خود درك مى كرد، ولى اصطلاح علمى آن را نمى دانست، بازگو نموده و از اين راه، به گونه اى اعجاز آن را آشكار ساخته اند.
كلاميان، فلاسفه وعرفا بيشتر در مورد آن قسمت از آيات به بحث و بررسى پرداخته اند كه با نداى فكرى آنان، سازگار بوده، وناخودآگاه به سوى آن كشيده مى شدند; مثلاً فخر رازى در «مفاتيح الغيب»و عبد الرزاق كاشى در تفسير «تأويل الآيات» و پيش از آنان «اخوان الصفا» پيرامون آيات مربوط به معارف عالى اسلامى بحث و گفتگو نموده اند و روى علاقه اى كه به افكار خود داشتند، در جاى جاى ورق هاى آن عقايد خود را بر قرآن تحميل نموده و تأويل هاى ناروايى در آيات قرآن انجام مى دادند.
كسانى كه در بيان مباحث قرآن به احكام فقهى و علمى قرآن علاقه وافرى داشتند، در تفسير سراسرى قرآن فقط درباره آيات مربوط به احكام به طور گسترده سخن گفته، و در آيات ديگر به چندان شرح و بسطى نپرداخته اند. از ميان اينان مى توان «قرطبى» را نام برد كه در تفسير خود اين شيوه را دنبال كرده است، حتى برخى از اين افراد گاهى فقط به تفسير آيات احكام پرداخته، و كتابهايى پيرامون همين موضوع نوشته اند. از اين طايفه مى توان «جصاص» نويسنده «أحكام القرآن»، فاضل مقداد مؤلف «كنز العرفان»،