منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥
(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْء).
«براى او مانندى نيست».
و در آيه چهارم سوره اخلاص چنين مى خوانيم:
(وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَد).
«براى او همتايى نبوده است».
چرا براى خدا نظير و همتايى نيست؟ آيا امكان ندارد كه براى او همتايى باشد يا امكان دارد، ولى از روى اتفاق براى او همتايى پيدا نشده است؟
دلايل عقلى و قرآنى ما را به امتناع چنين همتا، هدايت مى كند. از اين جهت لازم است در اين جا كمى توقف كنيم و گواهى عقل را در اين مورد بشنويم.
فلاسفه اسلامى از دو راه بر يگانگى ذات او استدلال كرده اند:
١. هستى بى نهايت، تعدد بردار نيست.
٢. هستى مطلق، تعدد بر نمى دارد.
ما اكنون به توضيح برهان نخست مى پردازيم، زيرا اين برهان ريشه قرآنى دارد. و توضيح برهان ديگر را از كتاب هاى مربوط به «صفات شناسى» بطلبيد.[١]
برهان نخست از دو مقدمه تشكيل يافته كه هر دو را مطرح مى كنيم:
١. چرا او وجود بى نهايت است؟
محدود بودن موجود، ملازم با آميختگى او با عدم و نيستى است; كتابى را در نظر بگيريد كه به صورت جيبى يا قطع رقعى چاپ شده است، هر بعدى از ابعاد كتاب را در نظر بگيريد، سرانجام به نقطه اى مى رسد كه در آن جا وجود كتاب پايان پذيرفته و ديگر از كتاب خبرى نيست.
[١] نگارنده در كتاب شناخت صفات خدا به توضيح هر دو برهان پرداخته است، لطفاً به صفحات ٨٨ـ٩٦ از آن كتاب مراجعه فرماييد.