منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٨
« مسيح به آنان گفت: من از گل مجسمه مرغ مى سازم و بر آن مى دمم تا به فرمان خدا مرغ گردد و كور مادرزاد ومبتلا به بيمارى پيسى را به امر خدا شفا مى دهم و مردگان را به امر خدا زنده مى كنم، شما را از آنچه خورديد و در خانه هاى خود ذخيره مى كنيد خبر مى دهم. در اين كارها براى شما حجت و نشانه حقانيت من هست اگر اهل ايمان باشيد».
اگر مسيح كارهاى خود را وابسته به اذن خدا مى كند، به خاطر اين است كه هيچ پيامبرى بدون اذن خدا داراى چنين تصرف نيست. چنان كه مى فرمايد:
(...وَما كانَ لِرَسُول أَنْ يَأْتِىَ بِآيَة إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ...).[١]
«هيچ رسولى بدون اذن خدا نمى تواند معجزه اى بياورد».
و در عين حال، حضرت مسيح كارهاى غيبى را به خود نسبت مى دهد و مى گويد: من بهبودى مى بخشم، من زنده مى كنم، من خبر مى كنم. چنان كه جمله هاى: «أُبرئُ، أُحي، أُنبئكم» كه همگى صيغه متكلم است بر اين مطلب دلالت دارند.
اين تنها يوسف، موسى، سليمان و مسيح نيستند كه قدرت غيبى و سلطه مافوق طبيعى داشته اند، بلكه گروهى از پيامبران [٢]و فرشتگان داراى سلطه غيبى بوده و مى باشند و قرآن از جبرئيل به (شديد القوى )[٣] و از
[١] رعد (١٣) آيه ٣٨.
[٢] بحث درباره سلطه غيبى پيامبران و اولياى الهى در خور رساله مستقل است و ما به طور گسترده درباره آن در كتاب «نيروى معنوى پيامبران» سخن گفته ايم.
[٣] نجم(٥٣) آيه ٥.