منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٧
٦.(...أَنّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلّ شَىْء ...). [١]
« چگونه مى تواند براى او فرزندى باشد، در حالى كه براى او همسرى نيست و همه چيز را آفريده است».
٧.(يا أَيُّهَا النّاس اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِق غَيْرُاللّهِ...).[٢]
«اى مردم! نعمت هاى خدا را به ياد آوريد، آيا آفريدگارى جز خدا هست».
٨. (...أَلا لَهُ الخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبّ العالَمين).[٣]
«براى اوست خلقت و فرمان، بزرگ است خدا كه پروردگار جهانيان است».
هيچ جمله اى و عبارتى نمى تواند روشن تر و گوياتر از اين آيات باشد كه تمام هستى و اشيا را با آثار و خواص ويژه اى كه دارند، معلول خدا و مخلوق او مى داند.
اوست كه آفتاب و ماه و آتش را آفريده و به آن ها روشنايى و درخشندگى و فروزندگى داده و پيوندى روشن ميان ذات و آثار آن ها برقرار كرده است.
قرآن با واقع بينى خاص معتقد است كه در جهان آفرينش، آسمان و ستاره و زمين و كوه و بيابان و دريا، عناصر و معادن، ابر و رعد و صاعقه و باران و تگرگ و گياه و درخت، حيوان و انسان و... بخشى از هستى را تشكيل مى دهند و هركدام مبدأ يك سلسله آثار و خواص ويژه اى مى باشند كه نسبت اين موجودات به اين آثار از قبيل نسبت فاعل به فعل و شبيه علت به معلول
[١] انعام(٦) آيه ١٠١.
[٢] فاطر (٣٥) آيه ٣.
[٣] اعراف (٧) آيه ٥٤.