منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣
روى اين اساس بايد در تفسير آيات، به خود قرآن مراجعه كرد آيه اى را به كمك آيه اى ديگر كه در اين زمينه وارد شده است تفسير نمود.
مفسران از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل مى كنند: «انّ القرآن يصدّق بعضه بعضاً»: «هر بخش از قرآن بخش ديگر را تفسير مى كند». پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) براى جلوگيرى از تطبيق آيات بر هر نوع «پيش داورى» و آراى پيشين چنين فرمود:«هركس قرآن را با گمان خويش تفسير كند براى خود جايگاهى از آتش بگيرد».[١]
يگانه روشى كه از اهل بيت پيامبر اكرم در تفسير قرآن به يادگار مانده، همين روش تفسير قرآن به قرآن است. و رواياتى كه از اهل بيت پيامبر نقل شده است بر اين مطلب گواهى مى دهد. وكوشش پيشوايان در غالب احاديثى كه از آنان در تفسير قرآن به يادگار مانده است، اين است كه،يك رشته مفاهيم عالى را از خود آيات و يا به كمك آيات ديگرى استخراج كنند و هرگز قصد آنها اين نيست كه ديدگاه هاى شخصى و علمى را بر قرآن تحميل نمايند و در تفسير آيات الهى از روش تطبيق نظر، پيروى كنند.
امير مؤمنان در يكى از گفتارهاى خود درباره قرآن چنين مى فرمايد:«كتاب اللّه تبصرون به و تنطقون به و تسمعون به و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض ولا يختلف فى اللّه و لا يخالف بصاحبه عن اللّه».[٢]
نمونه اى از تفسير قرآن به قرآن
از باب نمونه توجه شما را به اين دو آيه كه يكى از آن ها مى تواند مفسر آيه ديگر وبرطرف كننده ابهام باشد، جلب مى كنيم: قرآن مجيد در خصوص قوم
[١] احاديث مربوط به تحريم تفسير به رأى، به طور متواتر نقل شده است به تفسير مجمع البيان ج١، ص ١٣ و تفسير «البرهان» ج١، ص ١٧ مراجعه بفرماييد.
[٢] نهج البلاغه چاپ عبده، ج٢، ص ٢٣، خطبه ١٢٩.