منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣١
الف. از طريق دلايل علمى شش گانه، انديشه فرزند دار بودن خدا را مطلقاً محال دانسته است، خواه اين فرزند مسيح باشد يا غير او.[١]
ب. با تشريح تولد مسيح از مادر و زندگى بشرى او، فرزند بودن خصوصِ مسيح را باطل كرده است.
اين نه تنها مسيحيان هستند كه مسيح را فرزند خدا قرار داده اند، بلكه مشركان عرب نيز فرشتگان را دختران خدا مى انديشيدند. چنان كه مى فرمايد:
(وَيَجْعَلُونَ للّهِ البَناتِ سُبْحانَه...).[٢]
«براى خدا دخترانى قرار مى دادند، منزه است خدا...».
اينك دلايل قرآن در نفى اتخاذ هر نوع فرزند، اعم از مسيح و غير آن
١. او همسرى ندارد.
٢. او خالق ما سوا است.
١. (بَدِيعُ السَّماواتِ وَالأَرْض أَنّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلّ شىء وَهُوَ بِكُلّ شَىء عَليمٌ).[٣]
«آفريننده آسمان ها و زمين است. چگونه براى او فرزندى است، در حالى كه او همسر ندارد و همه چيز را آفريده و او به همه چيز عالم و داناست».
[١] در طريق نخست در ضمن چهار آيه، شش دليل بر نفى ولد وارد شده است و ما براى سهولت، آيات و عناوين دلايل را شماره گذارى كرديم.
[٢] ر.ك: سوره هاى اسراء آيه٤٠، صافات آيه هاى ١٤٩ـ ١٥٣، زخرف، آيه ١٩و طور آيه ٣٩.
و به نقل قرآن گروهى از يهود معاصر پيامبر، عزير را فرزند خدا مى دانستند چنان كه مى فرمايد:(وَقالَتِ اليَهُودُ عُزَيرٌ ابْن اللّه):« يهود گفتند كه عزير فرزند خدا است» (توبه آيه٣٠).
[٣] انعام (٦) آيه ١٠١.