منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥
محرك مى بردند، آيه را تفسير كرده است. او با مقدماتى ثابت كرده است كه حركت اين اجرام نه طبيعى است و نه قسرى، بلكه ارادى و اختيارى و آگاهانهاست.و اين حركت آگاهانه عاملى مى خواهد كه واجب الوجود مى باشد.
سخن صدر المتألهين
«حركت اين ها نه طبيعى است كه مربوط به طبع آن ها بوده و منشأش طبع خود جسم متحرك باشد و نه قسرى است; يعنى حركتى كه در جهت مخالف ميل طبيعى جسم متحرك باشد و منشأش جسم ديگرى گردد كه روى آن اثر بگذارد; بلكه حركت آن ها آگاهانه و از روى شوق و اراده است و انگيزه آن، غضب و شهوت نمى باشد، زيرا (در نظر او) اين موجودات، والاتر از آن هستند كه غضب و شهوت داشته باشند، بلكه حركت آن ها آگاهانه و عامل آن يك امر پيراسته از ماده است. و اين عامل قدسى اگر واجب الوجود باشد، همان خداست و در غير اين صورت بايد به خاطر دفع تسلسل، بايد به واجب الوجود منتهى گردد».[١]
اين استدلال گذشته از آن كه مقدمات آن باطل و بى پايه است و ثابت شده كه حركت آن ها آگاهانه نمى باشد، هم چنين از ظاهر كلام ابراهيم دور است، زيرا همان طور كه گفته شد وى در مقام اثبات صانع نيست، بلكه در مقام اثبات دورى و بيزارى از شرك در ربوبيت و كارگردانى موجودات زمينى است.
[١] مبدأو معاد، ص ١١.