منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٠
آياتى به همين مضمون با عبارات گوناگونى مانند ( لا إِله ِالاّ اللّه)، (لا إِله إِلاّ هُو)، (لا إِله إِلاّ أَنْت)، (لا إِلهَ إِلاّ أَنَا) و... در قرآن وارد شده است كه با مراجعه به المعجم المفهرس به روشنى به دست مى آيد.
اينك آيات ديگر را در اين جا منعكس مى كنيم.
١.(فاطِرُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفسِكُمْ أَزْواجاً وَمِنَ الأَنْعامِ أَزواجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصير).[١]
«خدا پديد آورنده آسمان ها و زمين است براى شما، از خودتان همسرانى آفريد و از چهارپايان جفت ها آفريد تا از اين راه، شما را بيافريند و هيچ چيز مانند او نيست، او است شنوا و بينا».
جمله(لَيْسَ كَمِثْلهِ شَىْء) حاكى از اين است كه براى او مانندى نيست، يا براى مانند او نيز، مانندى نيست.[٢]
٢. (قُلْ هُوَ اللّه أَحَدٌ*اللّهُ الصَّمَدُ* لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَد* وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ).[٣]
«بگو او است خدايى يكتا،او است بى نياز،نه زاييده و نه زاييده
[١] شورى (٤٢) آيه ١١.
[٢] اين دو تفسير مبنى بر اين است كه آيا لفظ كاف زايد است يا نه. هرگاه بگوييم كاف زايد است بايد آيه را چنين تفسير كنيم كه براى او مانندى نيست و در صورت عدم زيادى به صورت دوم تفسير مى گردد، البته اگر براى مانند او، مانندى نيست قطعاً براى خود او نيز مانندى نخواهد بود و به عبارت ديگر هدف از نفى مانند براى مثل او، نفى شريك و همتا براى خود خدا است.
زيرا هرگاه، مثل شيئى، مثلى نداشته باشد، قطعاً خود او نيز مانند و مثلى نخواهد داشت و در محاورات عرفيه، وقتى بخواهند بگويند، فلانى بى نظير است گاهى از اين طريق استفاده مى كنند.
[٣] اخلاص (١١٣) آيه هاى ١ـ٤.