منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٩
توضيح اين دو اصطلاح پرداختيم.
گاهى خداوند به خاك سيه آن چنان اثر مى بخشد كه گوساله اى را كه از زيور آلات بنى اسرائيل ساخته شده بود به صدا در مى آورد. چنان كه در داستان سامرى مى خوانيم: موسى به سامرى گفت: چه كردى كه اين گوساله را زنده كردى؟وى گفت:
(...بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْت قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُول فَنَبَذْتها...).[١]
«مشتى خاك از زير پاى رسول (جبرئيل) برداشتم و به «گوساله نمايى پاشيدم» تا زنده شد».
خداوند جهان بر يك مشت خاك كه زنده بر آن عبور كرده، اين قدرت را بخشيده است، حالا اگر خداوند بر خاكى كه خون زندگان ابدى و جاودانى (شهيدان راه خدا) بر آن ريخته شده است چنين اثرى را بخشد و در آن در شرايط خاصى شفا قرار دهد، جاى تعجب وشگفت نيست وتمسك به چنين سبب، عين توحيد است.
خداوند سبب ساز در پيراهن يوسف اين اثر را قرار داد كه وقتى يعقوب آن را بر روى ديدگان خود افكند، بينايى او بازگشت:
(فَلَمّا انْ جاءَ الْبَشيرُ أَلقاهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً...).[٢]
«وقتى پيراهن يوسف را بر چهره خود افكند، بينايى خود را بازيافت».
بنابر اين بهره گيرى از اين اسباب هر چند سبب غير طبيعى وعادى باشند، منافاتى با توحيد ندارد.
[١] طه(٢٠) آيه ٩٦.
[٢] يوسف (١٢) آيه ٩٦.