منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٢
در برابر اين آيات، آيات ديگرى است كه تمام امور جارى در جهان خلقت را از آفريدن و روزى دادن، و خلقت و تدبير امور آفرينش از آن خدا مى داند; يعنى تنها خدا مدبر جهان آفرينش معرفى شده و تدبير جهان آفرينش، فعل حق معرفى شده است. آن جا كه مى فرمايد:
(...ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْر...).[١]
«بر عرش قدرت مسلط گرديده، امور خلقت را تدبير مى كند».
راه جمع ميان اين دو گروه از آيات كه در قرآن نظاير فراوانى دارد، همان است كه گفته شد: فعل واحدى به نام «تدبير»; در حالى كه كار فرشتگان و ديگر نيروهاى گمارده شده به جهان آفرينش است، كار خدا نيز مى باشد. اگر آنان كار تدبير را به طور مباشرت انجام مى دهند خداوند به طور سبب انگيزى با آفريدن اين عوامل و اعطاى قدرت به انجام آن مى پردازد.
بنابر اين صحيح است كه گفته شود: فرشتگان مدبر جهان آفرينش مى باشند و در عين حال خدا نيز مدبر مى باشد، بلكه مدبر واقعى وحقيقى اوست و ديگر عوامل به دستور و فرمان او به كار تدبير مى پردازند; به عبارت ديگر از آن جا كه اين عوامل و اسباب آگاه و يا نا آگاه در وجود و تأثير و كيفيت كار، استقلال از خود ندارند و همگى به اذن الهى و فرمان او مشغول كار بوده و انجام وظيفه مى كنند، قهراً كار آن ها كار خدا است و استناد فعل به خدا بدون شائبه مجاز صحيح مى باشد.
ما آن گاه مشرك مى شويم كه براى اين عوامل، استقلالى در وجود و يا در تأثير و خلاصه يك نوع خودمختارى در كار و برنامه آنان قائل شويم، هم چنان كه بت پرستان عرب، فرشتگان و يا ستارگان و يا ديوها را اين چنين مى پنداشتند.
[١] يونس(١٠) آيه ٣.