منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٦
روى اين بيان آيه اى كه بر بساطت خدا گواهى داد; مانند: (قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد) مى تواند بر عينيت صفات با ذات نيز گواه باشد، زيرا در هر نوع فرض زيادى، يك نوع تركيبى ميان عارض و معروض وجود دارد و فرض اين است كه مصداق «اللّه» مجموع ذات وعلم و قدرت اوست.
گذشته بر اين، به عقيده «اشاعره» كه صفات خدا را زايد بر ذات مى دانند لازم است غير خدا، هشت قديمِ ازلى نيز داشته باشيم، در اين صورت آياتى كه بر وحدت و يگانگى قديم ازلى گواهى مى دهد، مى تواند نافى اين نظر نيز باشد.
امام صادق (عليه السلام) به ابى بصير فرمود:
«لم يزل اللّه جلّو عزّ ربّنا والعلم ذاته ولا معلوم، والسمع ذاته ولا مسموع والبصر ذاته ولا مبصر و القدرة ذاته ولا مقدور».[١]
پيوسته خداى ما عالم و علم وى عين ذات وى بود با اين كه معلومى (جهان) نبود، و شنوايى و بينايى و توانايى او عين ذات او بود هر چند از شنيدنى ها و ديدنى ها خبرى نبود.
[١] همان، ص ١٣٩.