منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠
وديعه گذارده شده است و اگر دستى از خارج اين سِرّ الهى را دگرگون نسازد، انسان با روح خداشناسى رشد مى كند و از جاده توحيد منحرف نمى گردد تا آن جا كه دانشمندان روان شناس حس مذهبى را يكى از ابعاد روحى انسان شمرده و او را با چنين بعدى توصيف كرده اند و در حقيقت يك چنين حسّى، بسان احساسات و غرايز ديگر، در نهاد انسان به قلم تكوينى ترسيم گرديده است و با رشد انسان نيز پرورده مى گردد.
و به عبارت سوم خدا، انسان ها را از پشت پدران و رحم هاى مادران بيرون آورد و آفرينش آنان را با خصوصياتى تركيب داد كه پيوسته پروردگار خود را مى شناسند و نياز خود را به او احساس مى كنند. هنگامى كه انسان ها به خدا توجه پيدا كردند و خود را غرق در نياز ديدند، تو گويى به آنان گفته مى شود من خداى شما نيستم آنان نيز مى گويند: چرا گواهى مى دهيم كه خداى ما هستى.[١]
خلاصه انسان در سايه فطرت پاك الهى كه بر اساس خداشناسى آفريده شده است و به كمك عقل كه راهنمون او به سوى خداست، پيوسته خدا خواه و خدا جو است.
در نتيجه اين پيمان، تشريعى نيست و به صورت خطاب و سئوال و جواب صورت نگرفته است، بلكه پيمانى است تكوينى و نهادى و پاسخى هم كه داده شده است نيز بر همين منوال ميباشد.
در قرآن و سخنان روزمره ما اين نوع سخن گفتن و پيمان گرفتن رايج است; مثلاً مى گويند خداوند با دادن چشم از ما پيمان گرفته كه در چاله نيفتيم
[١] تفسير رازى، ج٤، ص ٣٢; مجمع البيان، ج٣، ص ٤٩٧; في ظلال القرآن، ج٩، ص٥٨ـ ٥٩ و در مدرك اخير ظرف اين پيمان، وقتى معرفى شده كه انسان به صورت سلول در رحم مادر قرار مى گيرد.