منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٣
ازا ين بيان،بابى از معارف به روى انسان باز مى گردد و مشكلات بسيارى از آيات برطرف مى شود; مثلاً قرآن با تأكيد تمام، خدا را يكتا رازق بندگان معرفى مى كند و مى فرمايد:
(قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْض).[١]
«بگو: كيست كه شما را از آسمان و زمين روزى مى دهد».
با تمام تأكيدى كه قرآن در اين باره در آيات متعددى دارد، در آيه اى همين فعل را به بندگان خود نيز نسبت مى دهد و مى گويد:
(...وَارْزُقُوهُمْ فِيها وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَولاً مَعْرُوفاً).[٢]
«به بردگان روزى دهيد، لباسشان بپوشانيد، سخن نيك به آنان بگوييد».
اين تنها موردى نيست كه خداوند، فعل خود را به ديگران نيز نسبت مى دهد، بلكه ميراندن، شفاعت، آگاهى از غيب، هدايت و ...[٣] كه به تصريح آيات قرآن از افعال اختصاصى خداست، در مواردى به فرشتگان و پيامبران و ديگر بندگان نيز نسبت داده است. و مفاد مجموع آيات يكى است و آن اين كه: افعال ياد شده به طور استقلال از آن خداست و به طور غير مستقل و به اذن و اجازه خدا از آن بندگان اوست.
از اين بيان مفاد آيه (وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِين) نيز روشن گرديد. و هرگز منافات ندارد كه هم خدا شافى باشد و هم پيامبر و اولياى او، زيرا در اين جا يك فعل (شفا) بيش نيست. اين فعل به گونه افاضى، مستند به خدا است و به
[١] يونس(١٠) آيه ٣١.
[٢] نساء (٤) آيه ٥.
[٣] ر.ك: همين كتاب، بخش توحيد در ربوبيت.