منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٩
در قرآن وارد شده است، ناظر به يكتايى ذات و بى مانندى او است و كسانى كه لفظ اله را در اين موارد به معناى معبود مى گيرند و اين آيات را ناظر به توحيد عبادى مى دانند، سخت در اشتباهند زيرا، همان طور كه گفته شد لفظ اله به معناى معبود نيست، بلكه به معناى خدا به صورت عام است.
اگر رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) از عرب بت پرست كه غالباً شرك آنان در عبادت بود، در خالقيت و در ربوبيت، به گفتن «لا اله الاّ اللّه» اكتفا مىورزيد نه به خاطر اين بود كه اله به معناى معبود است و پيامبر مى خواست كه عرب بت پرست با گفتن آن، به يگانگى معبود اعتراف كند، بلكه علت اكتفاى پيامبر اين بود كه تمام آنان با عقايد مختلفى كه درباره بت ها داشتند،(از قبيل شرك در خالقيت، ربوبيت، عبادت و ...) بت هاى خود را اله به معناى خدا مى دانستند، حتى آن عرب بت پرست كه اللّه را فقط خالق و مربى جهان مى دانست، مع الوصف بت هاى چوبين و آهنين را اله به معناى خدا مى خواند; البته نه خداى بزرگ، بلكه خداى كوچك كه قسمتى از امور خداى بزرگ به او محول شده است از قبيل مغفرت گناهان و شفاعت در نزد خدا و غيره. و شما تفصيل اين مطلب را در بخش دوازدهم خواهيد خواند.
٦. روشن ترين آيه اى كه بر يكتايى ذات و بى مانندى خدا دلالت دارد، آيه زير است:
(شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُوا العِلْمِ قائِماً بِالقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكيمُ).[١]
«خدا و فرشتگان و صاحبان دانش گواهى مى دهند كه خدايى جز او نيست، در حالى كه حاكم به عدل است، خدايى جز او نيست، او است گرانمايه و قدرتمند و كاردان».
[١] آل عمران (٣) آيه ١٨.