منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٦
است و موجودات امكانى در مقام تأثير «به خود وانهاده» مى باشند و در اين قسمت ميان انسان و غير انسان، فرقى نيست.
علت اين كه اين گروه، بر خلاف دلايل روشن توحيد افعالى، يك چنين عقيده را انتخاب كرده اند اين است كه مى خواهند ساحت خدا را از كارهاى زشت بندگان; مانند ظلم و ستم، قتل و كشتن و زنا و هر كار ناشايست پيراسته سازند و از اين قبيل كارها را مربوط به خود بندگان بدانند و پيوند آن ها را از خدا قطع كنند و سرانجام تعذيب و كيفر آن ها مطابق عدل و داد الهى باشد.
آنان چنين مى انديشند كه اگر تأثير و سببيت سببى به اراده خدا و ناشى از او باشد، در اين صورت كيفر دادن افراد گنه كار بر خلاف اصل «عدل الهى» خواهد بود. در حقيقت براى حفظ يك اصل به نام «عدل الهى» چنين عقيده اى را كه بر خلاف دلايل علمى و بينش فلسفى و آيات و احاديث اسلامى است، برگزيده اند و انسان ها و تمام عامل ها را به صورت يك فاعل مفوض و به خود وانهاده معرفى كرده اند و به جاى يك فاعل مستقل، ميليون ها فاعل مستقل و به جاى يك شريك، شريك هايى براى خدا در فعل انديشيده اند و براى حفظ اصل عدالت خدا، به «شرك خفى» پناه برده اند.[١]
انتقاد از عقيده معتزله
انتقاد از اين عقيده براى كسانى كه بينش علمى و آگاهى قرآنى و حديثى
[١] عقيده معتزله به استقلال علل و اسباب در تأثيرو سببيت يك نوع شرك خفى و پنهان است كه فقط دانشمندان و محققان از بازگشت آن، به شرك آگاه مى شوند، نه توده مردم. از اين جهت چنين اعتقادى مايه خروج از توحيد اسلام نمى شود مگر اين كه صاحب عقيده از مفاسد روشن آن كه همان استقلال علل، در اصل هستى و ذات است آگاه باشد، مع الوصف در عقيده خود پافشارى كند.