منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٧
٥. مردى از امير المؤمنين پرسيد: به چه وسيله خدا را شناختى؟ امام فرمود:
«بما اعرفني نفسه; با آن وسيله كه خود را به من شناسانده است».
٦. ابى بصير از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: آيا معرفت خداوند اكتسابى است؟ امام فرمود: «نه».
راوى پرسيد: آيا كار خدا و افاضه او است؟
امام فرمود: «نعم و ليس للعباد فيها صنع; بلى. و بندگان خدا در اين شناخت دخالتى ندارند».
٧. امير مؤمنان (عليه السلام) در نخستين خطبه نهج البلاغه پيامبران خدا را يادآورانى مى داند كه برانگيخته شده اند تا آن چه را در كانون وجود ما نهفته است، بيدار كنند. چنان كه مى فرمايد:
«فَبَعَثَ اللّهُ فِيْهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ إلِيَهْمِ ْأَنْبِيائَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيْثاقَ فِطْرَتِهِ وَيَذْكرهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ وَيَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَيثُيِرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ».[١]
«خداوند در ميان مردم پيامبرانى بر انگيخت و پياپى فرستاد تا بشر را به اداى پيمان فطرت وادارند و نعمت هاى فراموش شده خدا را يادآورى كنند و با تبليغ خود، حجت را بر آنان تمام نمايند و حقايق نهفته در عقل آنان را بر انگيزند».
با توجه به سخن امير مؤمنان (عليه السلام) مى توان گفت كه مقصود از آيه (فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْت مُذَكِّر)[٢]اين است: پيامبر آن چه را كه در سرشت بشر وجود دارد، به
[١] نهج البلاغه، خطبه يكم.
[٢] غاشيه(٨٨) آيه ١٢.