منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٨
توصيف مى كند، ناظر به اين قسم از پيام ها است كه او نقشى، جز پيام رسانى ندارد.
در برابر اين مقام، پيامبر گرامى مقام ديگرى به نام مقام مطاعى و فرماندهى دارد كه براى اصلاح و اداره جامعه اسلامى امر و نهى مى كند، دستور جهاد مى دهد، بسيج عمومى اعلام مى كند، فردى را به مقام فرماندهى سپاه معيّن مى كند و...در چنين موقع است كه بايد از دستورهاى پيامبر پيروى كرد و مخالفت نورزيد و مخالفت با او گناه و چه بسا مايه خروج از دين مى گردد. آيات مربوط به لزوم پيروى از دستورهاى پيامبر ناظر به اين مورد است. و موضع گيرى پيامبر در اين مورد، موضع گيرى فرماندهى است كه به زيردستان، امر و نهى مى كند نه مقام پيامرسانى و نه ابلاغ احكام الهى.
مثلاً گاهى مصالح اسلامى ايجاب مى كند كه مسلمانان علاوه بر اداى حقوق واجب، مبلغ ديگرى در راه مصالح اسلامى بپردازند. گاهى ستم گرى هاى شوهرى به همسرش براى پيامبر ثابت مى شود و او ادامه زندگى زناشويى را بر زن، حرج و غير قابل تحمل تشخيص مى دهد و... در اين چنين موارد است كه دستور مى دهد مسلمانان مبلغى به صندوق اسلامى بپردازند، و يا شوهر، همسر خود را طلاق دهد و... مسلمانان نيز بايد از دستور او اطاعت كنند و با او مخالفت نورزند.
قرآن در آيه ديگرى به اين حقيقت اشاره مى كند:
(وَماكانَ لِمُؤْمِن وَلامُؤْمِنَة إِذا قَضَى اللّهُ وَرَسُولَهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللّه وَرَسُولهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً).[١]
«هر موقع خدا و پيامبر او درباره امرى حكم و داورى كردند، افراد با ايمان نبايد با آن (مخالفت كنند) و يا اختيارى از خود داشته
[١] احزاب(٣٣) آيه ٣٦.