منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٧
خودشان پيش از خود تحقق داشته باشند. و اين همان است كه مى گويند «تقدم شىء بر خود» محال و عين دور است.
پاسخ دو سؤال
١. ابطال اين سه احتمال، بيش از اين نمى رساند كه انسان و جهان به پديد آورنده اى نياز دارند و اما اين كه پديد آورنده همه، خداى يگانه است، هرگز از ابطال آن ها، اين مطلب ثابت نمى شود و چه بسا ممكن است خداى انسان غير از خداى زمين و آسمان باشد. و خدايان متعددى خالق و مدبر و كارگردان انسان و جهان باشند.
پاسخ
قرآن براى ابطال اين احتمال، جمله چهارمى را در پايان آيه ها يادآور مى شود و مى گويد: (أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْر اللّه سبحانَ اللّهِ عَمّا يُشْرِكُونَ) ; «مگر براى آنان خدايى جز خدا است، پيراسته است خدا از آن چه براى او شريك قايل مى شوند». و به اصطلاح «توحيد در خالقيت»، كه خود به طور گسترده در بخش هاى آينده خواهد آمد، وجود اين احتمال را بى پايه مى سازد، زيرا به حكم توحيدِ در خالقيت، يك خالق بيش تر در صفحه هستى وجود ندارد. از اين بيان روشن مى گردد كه مقصود از «اله» در آيه، همان خدا است و هرگز مطلق معبود به عنوان شفيع و مقرب، مقصود نيست.
٢. در آيه هاى مورد بحث، مشركان مكه طرف خطاب مى باشند كه غالباً علاوه بر اعتقاد به وجود خداى يكتا، او را تنها خالق جهان و انسان مى دانستند،در اين صورت چه لزومى دارد كه اين احتمالات مطرح و ابطال گردد. تنها جرم آنان اين بود كه از پرستش خداى جهان روى گردانيده و بت هاى شفيع و مقرب را مى پرستيدند، آيا مقتضاى بلاغت اين نبود كه فشار