منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٤
اينك نمونه هايى از اين قبيل:
١. قرآن قبض روح را فعل خدا مى داند و اين كه خدا است كه جان ها را به موقع مرگ مى گيرد،[١] در حالى كه در آيه ديگر مى فرمايد: هنگامى كه مرگ شما فرا رسيد فرستادگان ما جان هاى شما را مى گيرد.[٢]
٢. قرآن در سوره حمد دستور مى دهد كه بگوييم: خدايا! تنها از تو كمك مى طلبيم،[٣] در حالى كه در آيه ديگر دستور مى دهد از بردبارى و گزاردن نماز نيز كمك بگيريم.[٤]
٣. قرآن شفاعت را حق مختص خدا مى داند و بس و اين كه در قلمرو شفاعت احدى حق مداخله ندارد.[٥] و در آيه ديگر شفيعانى از قبيل فرشته معرفى مى كند.[٦]
٤. قرآن آگاهى از غيب را از صفات مختص خدا مى داند و مى گويد كه در آسمان ها و زمين جز او كسى از غيب آگاه نيست،[٧] در حالى كه در آيه ديگر مى فرمايد: خداوند شماها را بر غيب مسلط نمى كند ولى از پيامبران خود برخى را بر اين امر برمى گزيند.[٨]
٥. قرآن از حضرت ابراهيم نقل مى كند: هر وقت بيمار شوم او (خدا) شفا مى دهد.[٩] و ظاهر آيه اين است كه تنها شافى خدا است، در صورتى كه
[١] (اللّهُ يَتَوفَّى الأَنْفس حين مَوتِها) (زمر، آيه ٤٢).
[٢] (حَتّى إِذا جاءَ أَحدكُمُ المَوت تَوفَّتْهُ رُسُلُنا) (انعام، آيه ٦١).
[٣] (وَإِيّاكَ نَسْتَعِينُ) (حمد، آيه ٥).
[٤] (وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة) (بقره، آيه ٤٥).
[٥] (قُلْللّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً) (زمر، آيه٤٤).
[٦] (وَكَمْ مِنْ ملك فِى السَّماواتِ لا تُغْنى شَفاعَتهُمْ شَيئاً إِلاّ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللّه) (نجم، آيه ٢٦).
[٧] (قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِى السَّماواتِ وَالأَرْضِ الغَيْبَ إِلاّ اللّهُ) (نمل، آيه ٦٥).
[٨] (وَما كانَ اللّهُ لِيطلعكُمْ عَلَى الغَيْبِ وَلكِنَّ اللّه يَجْتَبى مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاء) (آل عمران،آيه١٧٩).
[٩] (وَإِذا مَرِضْتُ فَهُو يَشْفِين) (شعراء، آيه ٨٠).