منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٤
«بگو كيست كه شما را از آسمان و زمين روزى مى دهد؟ كيست كه مالك گوش ها و ديدگان است؟ كيست كه زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى كند؟ كيست كه امر آفرينش را تدبير و اداره مى كند؟ مى گويند: خدا. بگو: پس چرا متقى و پرهيزكار نيستيد».
ولى با اعتراف به اين مطلب بايد با كمال صراحت گفت: مفاد آيه عقيده همگانى نبود، بلكه گروهى درباره خدايان دروغين خود به قدرت هاى غيبى وتصرف هايى در جهان آفرينش معتقد بودند، بالأخص آنان كه خدايان خود را از ميان فرشتگان، جنيان و ارواح مقدسه برمى گزيدند.
درست است كه بت پرستى عرب جاهلى، كاملاً غلط و جاهلانه بود و از نظام فكرى برخوردار نبود و هرگز بسان يونانيان و روميان و پارسيان نبودند كه بت پرستى شان، بر اساس فلسفه اى استوار باشد، ولى در عين حال گروهى از آنان، به ربوبيت و كارگردانى اصنام و اوثان خود معتقد بودند. و اين مطلب از آياتى استفاده مى شود كه بعداً نقل مى كنيم.
پيش از آن كه به نقل متون آيات، كه گواهى بر وجود شرك در تدبير مى دهد، بپردازيم لازم است معناى لفظ «رب» را كه «ربوبيت» نيز از آن مشتق است به دقت به دست آوريم.
لغت شناس زبان عرب، ابن فارس مى گويد: «لفظ رب درموارد، مالك، خالق، صاحب، و كسى كه تربيت و اصلاح چيزى به او واگذار شده است به كار مى رود».[١]
فيروز آبادى مى نويسد: «رب» به معناى مالك، مستحق و صاحب است. سپس مى گويد: گاهى به معناى مصلح به كار مى رود; مانند رب
[١] مقاييس اللغة، ج٢، ص ٣٨١.