منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠١
(ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِىَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَلِلأَرضِ ائتِيا طَوعاً أَوْ كَرهاً قالَتا أتينا طائِعينَ).[١]
« سپس به آسمان ها پرداخت در حالى كه به صورت گاز بود وبه آن و زمين خطاب كرد كه به رغبت يا كراهت زير فرمان ما قرار گيرند; آن ها با كمال رغبت به اطاعت از مشيت او گردن نهادند».
بنابراين، آياتى كه در آن ها به تمام آن چه در زمين و آسمان است نسبت سجود و خضوع داده شده است، مى تواند مؤيد نظر ياد شده باشد.[٢]
ولى ما تصور مى كنيم كه اين نظر صائب نيست، زيرا مسئله خضوع و سجود و تسليم شدن سراسر جهان هستى در برابر اراده خداوند ارتباطى به مسئله تنزيه و تقديس حق از نقص و عيب ندارد و نبايد اين دو مطلب را به هم آميخت. اگر چه هر كدام از اين ها در جاى خود درست و استوار است.
نظريه دوم
بسيارى از مفسران، تسبيح موجودات جهان را چنين تفسير مى كنند:
نظم و نظام شگفت انگيز هر موجودى با رمز و اتقانى كه در ساختمان آن به كار رفته است، گواه بر قدرتِ بى نهايتِ دانش و آگاهى و حكمت بى پايان سازنده او است. سازمان دقيق و اسرار پيچيده هر موجودى همان طور كه به وجود صانع خود گواهى مى دهد، هم چنين به لسان تكوينى گواهى مى دهد كه خالق آن دانا و توانا است و از هر نوع عجز و جهل مبرا و منزه است; مثلاً براى تنزيه حق از شرك چنين گواهى مى دهد: نظام واحدى كه هم بر يك «اتم» و هم بر منظومه شمسى ما حكومت مى كند، گواهى مى دهد كه همه سازمان هستى
[١] فصلت (٤١) آيه ١١.
[٢] مجموع اين آيات در بخش سجود مطرح گرديد و مورد بررسى قرار گرفت.