منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٣
يا به دريا فرمان بخشد كه موسى و قوم او را غرق نكند[١]و... ازاين جاست كه خداوند گاهى به سبب سازى و گاهى به سبب سوزى توصيف مى گردد و مى گوييم خداوند سبب ساز و خداوند سبب سوز.
مولوى درباره اين موضوع چنين مى گويد:
عين آن تخييل را حكمت كند *** عين آن زهرآب را شربت كند
در خرابى، گنج ها پنهان كند *** خار را گل، جسم ها را، جان كند
آن گمان انگيز را سازد يقين *** مهرها انگيزد از اسباب كين
پرورد در آتش ابراهيم را *** ايمنى روح سازد بيم را
از سبب سازيش من سوادييم *** وز سبب سوزيش سوفسطاييم
در سبب سازيش سرگردان شدم *** در سبب سوزيش هم حيران شدم[٢]
٣. هر پديده اى در اين جهان معلول علتى است و اين يك قانون كلى و عمومى است كه به حكم عقل، قابل تغيير و دگرگونى نيست. در اين صورت سؤال مى شود كه معجزات انبيا و آيات اوليا در سايه چه عاملى به وجود آمده اند؟ پاسخ آن اين است كه امور خارق العاده علت طبيعى و يا خصوص طبيعى شناخته شده اى ندارند، نه اين كه معجزه پيامبران، معلول بدون علت و پديده اى بدون سبب هستند; معجزه فاقد علت طبيعى شناخته شده است نه اين كه مطلقا علت ندارد.
و امّا علت امور خارق العاده چيست؟ دانشمندان اسلامى در كتاب هاى كلامى درباره آن بحث و گفتوگو كرده اند.[٣]
[١] (فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِى الْبَحْرِ يَبَساً) (طه، آيه ٧٧).
[٢] مثنوى، دفتر اول، ص ١٤.
[٣] نگارنده نيز در كتاب «رسالت جهانى پيامبران» در صفحات ٩٩ـ١١٣ در اين مورد به گونه اى بحث نموده است.