منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٠
خدا از يك طرف، و با كمال بينايى و شنوايى و حريت و آزادى خويش از طرف ديگر، اين كارها را انجام مى دهد. مشيت و قدرت و نعمت از خدا است، ولى به كار انداختن مشيت و بهره گيرى از قدرت و نعمت در مجارى واجبات و محرمات از جانب خود بشر است. او با كمال بينايى و شنوايى و حريت و آزادى از مشيت و قدرت خدا و نعمت هاى او حسن و يا سوء استفاده مى كند. در اين صورت قطعاً مسئول اعمال او، خود او خواهد بود.
اگر پيروان مكتب «اعتزال» از «توحيد افعالى» به خاطر حفظ عدل خدا مى گريزند و تصور مى كنند كه اگر بگوييم در جهان يك خالق مستقل بيش نيست در اين صورت تنبيه بدكاران و كيفر بزه كاران بر خلاف عدل خواهد بود، از يك نكته غفلت دارند. و آن اين كه تنبيه بزه كاران در صورتى بر خلاف عدل الهى خواهد بود كه حريت و آزادى انسان را از بهره بردارى از مواهب الهى منكر شويم و او را مجبور و مسخر بينديشيم و عليت و فاعليت رده هاى پايين و ميانه را منكر شويم و بسان مكتب افراطى ديگر(مكتب اشعرى)، كه هم اكنون اشاره خواهيم كرد، عقيده مند شويم كه همه پديده ها به طور مستقيم از خداوند صادر مى گردند (و او جانشين تمام علت هاى طبيعى و غير طبيعى است) و در اصل هستى يك علت بيش نداريم وآن خدا است وغير او سهمى مطلقا در عليت و سببيت اعم از مستقل و غير مستقل ندارد.
هرگاه تصور ما از خدا چنين باشد، در اين صورت حق با مكتب اعتزال است، زيرا در حالى كه انسان در انجام كارهاى خود كوچك ترين دخالت ندارد چرا بايد مسئول اعمال خود شود. اگر در جهان يك علت، اعم از مستقل وغير مستقل بيش نداريم، چرا ديگرى مؤاخذه گردد.
ولى همين طور كه در آينده يادآور مى شويم، توحيد افعالى غير از انكار عليت رده هاى ديگر و عوامل و علل طبيعى و غير طبيعى است، بلكه در اين