منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٥
مرحوم كلينى در تفسير آيه، دو روايت از حضرت صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه مفاد يكى را منعكس مى كنيم: «به خدا سوگند آنان براى آن ها نه روزه مى گرفتند و نه نماز مى خواندند، ولى حرام را براى آنان حلال مى كردند وحلال را حرام و آنان هم «بى چون و چرا» مى پذيرفتند و عمل مى كردند».[١]
در روايتى وارد شده است كه روزى عدى بن حاتم (مسيحى تازه مسلمان) وارد مسجد پيامبر شد در حالى كه پيامبر اين آيه را مى خواند. عدى كه قبلاً مسيحى بود و اسلام آورده بود، به پيامبر گفت: ما آنان را عبادت نمى كرديم، پيامبر فرمود: مگر آنان حلال خدا را حرام نمى كردند و شما آن را حرام مى شمرديد؟گفت: چرا. فرمود: همان عبادت آنان بوده است.[٢]
ربيع مى گويد: به ابو العاتيه گفتم: خداوندگارى آنان چه بود؟ گفت: چه بسا آنان در كتاب خدا مطلبى را مى يافتند كه با گفته احبار و راهبان مخالفبود و آنان گفته ايشان را مى پذيرفتند و آن را كه در كتاب خدا بود، قبول نمى كردند.[٣]
بخش ششم:
آياتى كه مسلمانان را از سبقت بر پيامبر باز مى دارد و دستور مى دهد كه بر خدا و پيامبر سبقت مگيريد و انتظار نداشته باشيد كه پيامبر وحى الهى را ترك كند و از گفتار آنان پيروى كند. چنان كه مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَىِ اللّه وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم).[٤]
[١] كافى، ج٢، ص ٥٣.
[٢] كافى، ج٢، ص ٥٣.
[٣] ر.ك:تفسير فخر رازى، ج١٦، ص ٣٣.
[٤] حجرات(٤٩) آيه ١.