منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢
نمايد، افكار خود را بر قرآن عرضه كند.
براى فتح بلنداى علمى قرآن و كشف نهفته ها و گنجينه هاى گرانبهاى آن، بهترين راه مطالعه خود قرآن و بررسى آيات مشابه و همانند در درجه نخست، و احاديث قطعى اسلامى در درجه دوم است.[١]
قرآن در جايى خود را تبيان و بازگو كننده همه چيز معرفى مى كند آن جا كه مى فرمايد: (...وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْء...) ; «قرآن را كه روشن گر تمام حقايق است براى تو نازل كرديم».[٢] هرگاه قرآن به حكم اين آيه روشن كننده همه حقايق است طبعاً بايد روشن كننده خود نيز باشد و بتواند ابهام آيه اى را به كمك آيه ديگر برطرف سازد.
قرآن به حكم آيه (شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرآنُ هُدًى لِلنّاسِ وَبَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ...)[٣];« در ماه رمضان قرآن براى راهنمايى مردم و نشانه هاى هدايت و فرق ميان حق و باطل نازل شده است».
وآيه: (...وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً)[٤]; «براى شما نور آشكارى فرو فرستاديم».
سراسر (هدايت)، (بينه)، (فرقان)و (نور) است و كتابى كه داراى يك چنين صفاتى عالى و برجسته باشد بايد روشن گر خود و توضيح دهنده خويش نيز باشد و هرگز معقول نيست كه كتابى جدا كننده حق و باطل و سراسر نور و روشنى و برهان باشد; ولى مقاصد آن، آن چنان پيچيده باشد كه انسان در فهم مفاهيم آن متحير گردد.
[١] در اين كه بخشى از آيات مانند آيات مربوط به احكام و حتى ابعاد خاصى از مجموع آيات، بايد به وسيله احاديث صحيح اسلامى تفسير گردد، سخنى نيست و ما در جاى ديگر در اين قسمت به صورت گسترده سخن گفته ايم و فعلاً وارد اين بحث نمى شويم.
[٢] نحل/٨٩.
[٣] بقره/١٨٥.
[٤] نساء/١٧٤.