منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
«يا مَنْ دلَّ عَلى ذاتِهِ بذاتِهِ وَتَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ».
وجلال الدين رومى در اين باره چنين مى گويد:
آفتــاب آمد دليــل آفتــــاب *** گر دليلت بايد از وى رو متاب
فيلسوف اسلامى،ابن سينا، اين برهان را به گونه اى پرورش داده است [١] و مرحوم نصير الدين طوسى آن را آورده و شارح آن، علاّمه حلى[٢] از وى پيروى نموده است.
همان طور كه گفته شد اين برهان، ريشه قرآنى دارد و در محل خود در توضيح آن، كه يك صورت آن به نام صورت سينايى است، خواهيم كوشيد.
براهين ديگرى نيز هست; مانند: برهان وجوب، برهان ترتب و برهان اسد و اخصر كه بحث و گفتوگو از آن ها از قلمرو بحث ما بيرون است، زيرا بحث ما، در اين كتاب، درباره براهين قرآنى وجود خداست.[٣]
ما هرگز قول نمى دهيم در صفحات اين كتاب، در باره تمام اصول براهين ده گانه و يا براهين ديگر سخن بگوييم، زيرا چنين بحثى، از هدف كتاب بيرون است. آن چه ما قول مى دهيم، اين است كه مجموع دلايلى را كه در قرآن پيرامون اثبات صانع وارد شده است، بررسى كنيم; خواه با براهين گذشته تطبيق بكند و يا نكند، و از هر گونه موضع گيرى هاى قبلى و پيش داورى ها خوددارى نماييم; به عبارت ديگر ما مى خواهيم شاگرد قرآن باشيم و آن را پيشواى خود قرار دهيم، نه سخنان حكيمان و دانشمندان بزرگ جهان را، حالا اگر گفته يكى از آنان، با گفتار قرآن تطبيق نمود، در خلال
[١] الاشارات، ج٣، ص ١٨ـ٢٨.
[٢] تجريد الاعتقاد، ص١٧٢.
[٣] مرحوم صدر المتألهين پيرامون براهين «وجوب» و برهان «اسد و اخصر» در كتاب اسفار، ص ١٦٥ـ١٦٦ بحث و گفت وگو نموده است و نگارنده نيز پيرامون برهان «وجوب» در كتاب راه خداشناسى، ص ٢٨٤ـ٣٨١ بحث و بررسى به عمل آورده است.