منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٢
شماها مشرك مى شويد».
٤. (ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ).[١]
«آن گاه كه بيچارگى را از شما برطرف كرد، گروهى از شما براى خداى خود شريك قرار مى دهند».
بايد در جمله (إِذا هُمْ يُشْرِكُونْ)و مانند آن ها دقت بيش ترى كرد; مقصود از اين جمله تنها اين نيست كه پس از نجات از گرفتارى بت ها و معبودهاى دروغين را مى پرستند، بلكه از آن يك معناى وسيع ديگرى اراده شده است كه شامل شرك ديگرى مى شود و آن اين كه در غير موقع گرفتارى تصور مى كنند كه همان اسباب عادى وعلل طبيعى براى آنان كافى است و نجات بخش آنان همان قدرت هاى مادى و طبيعى است، ديگر در اين حالت در خود احساس نياز به لطف خدا و عنايت خاص او نمى كنند و به مادى گرى يا مادى گرايى خود ادامه مى دهند.
بنابر اين، توجه به اسباب عادى و علل مادى به انگيزه استقلال، خود نيز شرك است كه بايد از آن اجتناب كرد. و يكى از نقاط جدايى جهان بينى الهى از جهان مادى همين جاست. شما اگر آيات مربوط به توحيد و شرك را پژوهش گرانه مطالعه كنيد، خواهيد ديد كه قرآن با عنايت خاصى اصرار دارد برساند كه در جهان آفرينش هيچ قدرتى در عرض قدرت خدا نيست و تأثير هيچ سببى بدون سبب سازى آفريدگار انجام نمى گيرد. و اين كتاب آسمانى در تمام موارد با شيوه خاصى اين مطلب را ادا مى كند.
(أَمَّنْ يَهْديكُمْ فى ظُلُماتِ البَرِّ وَالبَحْرِ وَمَن يُرسلُ الرِّياحَ بُشراً بَيْنَ يَدَى رَحْمَتِهِ ءَإِلهٌ مَعَ اللّهِ تَعالَى اللّهُ عَمّا يُشْرِكُونَ).[٢]
[١] نحل (١٦) آيه ٥٤.
[٢] نمل(٢٧) آيه ٦٣.