منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٢
جز خدا بود جهان به تباهى مى گراييد».
نتيجه
١. پيوستگى نظام ويك پارچگى جهان و گسترش قوانين او مى تواند گواه بر وحدت خالق و نيز گواه بر وحدت مدبر باشد.
٢. اين برهان را مى توان به دو صورت بيان كرد و هر دو، صورت واقعى يك برهان است كه در قرآن وارد شده است.
تكليف ديگر مدبرها چيست؟
آيات گذشته، خدا را يگانه «مدبر» جهان معرفى كرد و دلايل عقلى نيز به تأييد آن برخاست، ولى از طرف ديگر، سازمان هستى بر اساس نظام علت و معلول و سبب و مسبب استوار است و به تعبير امروز، يك جهان سازمان يافته و سيستماتيك مى باشد. و هيچ پديده اى بدون علل طبيعى به وجود نمى آيد. در اين صورت، اين سؤال مطرح مى شود پس تكليف اين گونه علل و اسباب كه مايه وجود پديده ها و به نوعى مدبر و پرورنده آن ها است، چيست؟
اگر معناى مدبر اين است كه موجودى متكفل و مراقب پديده ديگر گردد، هر علتى در اين نظام مراقب معلول و متكفل وجود و حافظ ارتباط آن با ديگر اجزاى جهان و مايه ادامه هستى آن است.
گذشته بر اين، قرآن به يك رشته مدبرها و علت ها تصريح مى كند. چنان كه مى فرمايد:
(فَالمُدَبِّراتِ أَمْراً).[١]
«آنهايى كه امور خلقت را اداره مى كنند».
[١] نازعات(٧٩) آيه ٥.