منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٥
براى ما انعكاس ندارد.
وى اين مطلب را از طريق برهان فلسفى و مكاشفات نفسانى ثابت مى نمايد.
او گامى فراتر نهاده و مى گويد: گفته قرآن كه شما از تسبيح و تحميد موجودات آگاهى نداريد مربوط به نوع مردم است، زيرا اكثر مردم حقيقت تسبيح آن ها را درك نمى كنند، ولى مانعى ندارد كه برخى از روشن دلان، كسانى كه روح آنان با حقايق موجودات ارتباطى پيدا كرده است، با گوش دل، تنزيه آن ها را بشنوند و از تسبيح كاينات در برابر فرمان خدا آگاه باشند.
قلبى كه از وسوسه ها و علايق مادى خالى گردد و مركز فرود انوار حق و بركات معنوى باشد، از طريق مكاشفه وجدانى همه اين حقايق را ديده و درك مى كند.
مولوى با بينش خاص خود اين حقيقت را دريافته و مى گويد:
گر تو را از غيب چشمى باز شد *** جمله ذرات جهان هم راز شد
نطق آب و نطق خاك و نطق گل *** هست محسوس حواس اهل دل
فلسفى كو منكر «حنانه» است *** از حواس انبيا بيگانه است[١]
جمله ذرات عالم در نهان *** با تو مى گويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم *** با شما نا محرمان ما خامشيم
چون شما سوى جمادى مى رويد *** محرم جان جمادات كى شويد
فاش تسبيح جمادات آيدت *** وسوسه تأويل ها بربايدت
چون ندارد جان تو قنديل ها *** بهر بينش كرده اى تأويل ها[٢]
[١] مثنوى، ج١، ص ٨٦.
[٢] همان مدرك، ج٣، ص ٢٢٧.