منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٤
اختيار و اراده نيست و اين دسته از علل خواه فاقد شعور باشند يا تنها فاقد اختيار، «فاعل مضطر» ناميده مى شوند.
تابش خورشيد، رشد و نمو گياه، از آن عللى است كه از فعل و كار خود آگاهى ندارند و طبعاً در انجام آن مضطر خواهند بود. جانوران و زنبور و مورچه و ساير جنبدگان اگر چه از كار خود آگاه هستند، امّا عمل آن ها صد در صد يك عمل غريزى است كه از روى انتخاب و تصويب عقل و خرد صورت نمى گيرد، بلكه تمام كارهاى آنان جلوه غريزه است و اختيارى نيست.
با توجه به اين تقسيم، پاسخ اشكال روشن مى گردد، زيرا درست است كه افعال بشر مخلوق خدا و با اراده خداوند نيز مى باشد، وخداوند از ازل خواسته است كه چنين حوادثى در پهنه هستى پديد آيد، ولى چگونگى خالق بودن خدا را از چگونگى تعلق اراده او مى توان به دست آورد. و ما وقتى از نحوه تعلق اراده او آگاه شديم، از نحوه خالقيت او نسبت به افعال خويش آگاه خواهيم بود و ـ لذا ـ بحث خود را روى نحوه تعلق اراده او متمركز مى سازيم.
اراده خدا چگونه تعلق گرفته است؟ اراده وى در ازل بر اين تعلق گرفته كه هر معلولى از علت خود به نحو متناسب با آن، سر بزند و هر پديده اى از علت ويژه خود، به شكل خاصى صادر گردد; يعنى اراده او بر اين تعلق گرفته كه آفتاب بدون شعور و درك، اشعه خود را بر دشت و دمن بتاباند، و زنبور ومورچه از روى غريزه و با حس و شعور، امّا بدون اختيار و آزادى، شيره درختان را بمكد و لانه شش گوشه اى بسازد. و هم چنين او خواسته است كه انسان از روى اراده و با كمال اختيار و آزادى كارهاى خود را انجام دهد.
و به عبارت روشن تر همان طور كه اصل وجود انسان و فعل او مورد خواست خدا است، هم چنين صفت و قيد فعل او نيز كه همان «اختيارى بودن» آن است، مورد خواست او مى باشد. يك چنين اراده ازلى نه تنها