منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٨
بيش از يك فرد، مصداق نداشته باشد. ولى اگر نحوه وجود يك شىء، به گونه اى باشد كه امكان پذيرايىِ فردِ ديگر براى او متصور نباشد، چنان كه درباره خدا اين گونه است، در اين صورت، توحيد عددى تحقق نخواهد پذيرفت، بلكه اين وحدت، وحدت حقه خواهد بود.
دلايل عقلى كه برخى را يادآور خواهيم شد، ما را به اين نقطه، هدايت مى كند كه ذات خداوند عينيت خارجى است و به هيچ وجه تعدد و كثرت بر نمى دارد و اگر هم براى او دومى فرض كنيد، عين اوّلى خواهد بود، نه غير او.[١]
گذشته بر اين، وحدت عددى در جايى صحيح است كه فردى تحت عنوان كلى قرار گيرد; مانند فردى از انسان كه تحت عنوان انسان قرار دارد، و اين تعبير درباره خدا صحيح نيست، زيرا به هيچ وجه خدا زير عنوانى كه مبيّن حقيقت او باشد، قرار نمى گيرد و به اصطلاح ذات او پيراسته از ماهيت است.
٥. در بخش دوازدهم اين كتاب پيرامون لفظ «اله» و «اللّه» به طور گسترده بحث خواهيم كرد و خواهيم گفت كه لفظ «اله» اسم عام و لفظ «اللّه» اسم خاص است و اولى به خاطر اسم عام بودن به صورت آلهه جمع بسته مى شود، در حالى كه لفظ «اللّه» به خاطر اسم خاص بودن; يعنى «عَلَم بودن» هرگز جمع بسته نمى شود. چيزى كه هست، در زبان فارسى براى هر دو معنا، يك لفظ; يعنى «خدا» بيشتر نداريم و اين لفظ گاهى در معناى عام و گاهى در معناى خاص به كار مى رود.
هرگاه از لفظ خدا معناى خاص كه همان آفريدگار جهان باشد، اراده شود، هرگز جمع بسته نمى شود و اگر از آن معناى عام اراده گردد، به صورت خدايان به كار مى رود. بنابر اين، آياتى كه به صورت «لا اله الاّ اللّه» و مشابه آن
[١] اين برهان را در آينده توضيح خواهيم داد.