منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٥
كند و در قرن ديگر نتيجه گيرد.[١]
روى اين جهات از نظر قرآن، قوه مقننه اى به صورت فردى ويا به صورت دسته جمعى، وقانون گذارى جز خدا و شارعى جز «اللّه» وجود ندارد، و افراد ديگر; مانند فقيهان و مجتهدان، همگى قانون شناسانى هستند كه با رجوع به منابع قوانين، احكام و قوانين الهى را بيان مى كنند.
از بررسى آيات قرآن به روشنى ثابت مى گردد كه تقنين و تشريع فقط مربوط به خداست و در نظام توحيدى، رأى و نظر هيچ كس در حقّ كسى حجت و نافذ نيست و كسى حق ندارد رأى و نظر خود را بر فرد و جامعه تحميل كند و مردم را بر اجراى آن به زور و قهر دعوت نمايد.
در چشم انداز «نظام توحيدى» به حكم گفتار پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)[٢]، افراد جامعه انسان بسان دندانه هاى شانه هستند كه هيچ كدام بر ديگرى برترى ندارد، از اين جهت علتى ندارد فردى و يا شورايى به سود فرد يا گروهى و يا به ضرر فرد و يا گروه ديگر، حكمى بسازد و مردم را به پيروى از آن دعوت كند.
در چشم انداز نظام توحيدى عالى ترين مظهر تجلى مساوات، اين است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «الناس إمام الحق سواء»:; همه مردم در برابر حق و قانون مساوى و برابرند». و قانون درباره تمام افراد با الغاى تمام امتيازات اجرا مى گردد. و اسلام با طبقه بندى ظالمانه دوران ساسانى، كه گروهى خود را مافوق قانون انديشيده و گروهى در پوشش قانون قرار مى گرفتند، سرسختانه مبارزه كرده است.
در نظام طاغوتى كه به همت والاى رهبر والا و مسئول و متعهد مذهبى و همكارى و همبستگى تمام قشرها برچيده شد ـ و اميد است كه به همين زودى
[١] قرارداد اجتماعى، ترجمه زيرك، ص ٨١.
[٢] الناس كاسنان المشط سواسية «من لا يحضره الفقيه(ط نجف)، ج٤، ص ٢٧٢».